تبليغاتX

عشق کسرا ^ محمد رضا

.: عشق کسرا ^ محمد رضا :.


منوي اصلي

صفحه ي اصلي

پست الكترونيكي

وضعیت در یاهو مسنجرلطفاپاینو کلیک کنید با من چت کنید

 

درباره

سلامی چو بوی خوش آشنای
من محمد رضا 23 ساله از تبریز از این که به وبلاگ من سر زدید بی نهایت سپاسگذارم
لطفا با نظرات خوبتون منو یاری کنید

 

آرشیو


85/02/01 - 85/02/31

85/01/01 - 85/01/31

84/12/01 - 84/12/29

84/10/01 - 84/10/30

84/09/01 - 84/09/30

84/08/01 - 84/08/30

 

دوستان عزیز من


.:: ::.

فرش نیک (هنرمندان سردرود)

آوای عشق

اسیر دل

قاصدگ عشق

لحظه دیدار

مثل هیچ کس(مهسا)

عشق و صداقت

شعرو و موسیقی سنتی( بهترین دوستم )

)))آوا(((

من دختری از مشرق دیار دوستی ×(مریم)×

××تنها و غریب(مریم)××

شب های یلدا (مریم)

**حرف دل شما**

::::عشق من و تو × ستاره×::::

××یادگار شاهپرکها××

عشق و مبارزه (پریسا )

آموزش مختلف مباحث کامپیوتر

دوستت دارم عزیزم عشق منی (پرنیا)

***آلاله های قرمز***

***فرشته کوچولو***

ترانه عشق

موسيقي سنتي ايران ( بهترين اواز خوان ايران)(دوست عزيزم)

هاله

::::خواب بزرگ::::

:::اصالت:::

:::::عشق ماوی (محمد رضا):::::

::سایت آقای خاتمی::

:::شب بارونی:::

:::عشق:::

:::آشيانه شعر:::

 

(وبلاگ های من (محمد رضا

 

جستجو



 

موسیقی




 

کد های کسرا به زودی بروزخواهد شد

 

آمار

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :

.: زمان تولید صفحه 0.14 ثانیه :.


طراح قالب


طراح قالب : محمد رضا

ویرایش قالب : محمد رضا
 

.: شب یلدا (شب چله ) مبارک باد بر شما عزیزان :.

 
 
 
 
 
شب یلداتون مبارک   امیدوارم بهترین شب تون باشد
             شب یلدا  مبارک
 
تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم
و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .
زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته در فش آشتی بر دوش
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛
. . .

شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جا
ری نگه داريم . . . .

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم
در کنار هم بنشینیم و بگذاریم
که دوستی ها سرّی باشند در برابر تاریکی ها
بنشینیم و شاد باشیم  بگوییم و بخندیم
و بگذاریم هر چه تاریکی است
هر چه سرما و خستگی است
تا سحر از وجودمان رخت بربندد
تا صبح شب یلدا بیداری را پاس داریم
و سرخی انار را اسلحه ای سازیم
برای نبرد با ظلمت تا صبح راهی دراز است
 
شعر از : علی ظهوری
 
 
 هندوانه شب یلداهندوانه شب یلدا (1)
هندوانه شب یلدا   از طرف محمد رضایلدا مبارک   محمد رضا
 

« نویسنده : محمد رضا نیلی «» نوشته شده در : چهارشنبه سی ام آذر 1384 «» ساعت : 6:44 بعد از ظهر »


.: خدایا امیدم را مگیر :.

گیتار

 

هر روز اتفاقات زيادی برای ما روی می دهد. رنجشهای کوچک،نوميدی وناراحتی اگر آنها را با آرامش و صبوری به عشق بپذيريم نه تنها آرامش درون ما را بر نمی آشوبد   بلکه برای تهذيب ما موثر خواهند بود

           

هرگز فراموش نکنيد که ديدگان مهربار خداوند مراقب ماست تا ببيند آيا مشکلات ،رنج ها ،نگرانی ها و نقص ها را به عنوان موهبت ((او)) می پذيريم.

 

خدايا مرا همواره آگاه وهوشيار دار تا پيش از شناخت درست و کامل کسی يا فکری ،مثبت يا منفی قضاوت نکنم.

 

خداوندا!

می خواهم مسافر آسمان نگاه تو شوم تا آبی بودنت را ارزانی ام فرمایی ومن سبز شدنم را نثارت کنم ومی خواهم چون شبنم صبح ساده وبی ریا باشم و با نیلوفران اندیشه و پیچک های جانم بر گلد سته های عشق تو برویم تا مرا به منتهای وصال خویش برسانی.

 

مهربانا!

آنگاه که سبزه ها به احترام بهار ایستاده عاشق می شوند با شکوفه هایش همراز می گردیم تا در سمفونی آواز چلچله ها غرق شویم واز زمستان غفلت وبی خیال رهایی یابیم ودلهایمان را در دگرگونی لحظه ها متحول سازیم.

 

   

   درسی که همه نيازمند فرا گرفتن آن هستيم تکيه کامل به خداست.

 

محبوبا!

ای اميد اميدواران ،دل مرا همواره فرش نشين عرش کبريايی خويش قرار ده و لحظه های زندگيم را از آفت روز مردگی های ياس آلود برهان و با نسيم يادت به گوهر نفسم زلال معرفت را بچشان و مرا به مقام وقربی که خواست توست هدايت فرما

 

خداوند انسان را اختياری عطا کرده تا اميد بندد و با شوق به آنچه اميد دارد ،حجاب را از ديدگان بزدايدو حقيقت خويش را ببيند.

 

                                    

                                 هوشيار و آگاه باشيد واجازه دهيد

                              منطق راهنمای شما باشد،

                        نه وسوسه وهوس.

 

مهر آفرينا!

با تو می گويم از عطر لحظه هايی که نگاهم عاشقانه تو را می جويد و دستان پر قنوتم که تنها تو را می سرايد و همه وجودم که با رايحه ياد تو به گلدسته اجابت گره می خورد و من اين ، جستن ها ،پيوستن ها و سرودن ها را جاودانه از تو می خواهم.

 

انسان مومن برای تمام لحظات روز وشب زندگی می کند وشخص بی ايمان،تنها برای ساعاتی.

 محمد رضا

 

« نویسنده : محمد رضا نیلی «» نوشته شده در : دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384 «» ساعت : 2:30 قبل از ظهر »


.: عشق چیست :.

محبتوقتی عشق می آيد كسی نمی بيند ولی وقتی ميرود همه می بينند .

اگر در زندگی چاره ای جز سوختن نداری بسوز اما مثل شمع؛ نه مثل سيگار .

بد ترين شكل تنهايی آن است كه در كنار او باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی رسيد .

از همه اندوهگين تر شخصی است كه از همه بيشتر بخندد .

وقتی دهكده ای می سوزد دودش را همه می بينند اما وقتی قلبی می سوزد كسی شعله اش را نمی بيند .

اگر روزی قرار باشد عقل را بخرند و بفروشند همه ما به تصور اينكه عقل زيادی داريم فروشنده خواهيم بود .

نداشتن قسمتی از چيزهايی كه آرزو داريم قسمت پر ارزشی از خوشحالی است .

استاد هنرمند از سنگ آدم می سازد و مربی بی هنر از آدم سنگ .

هر فاصله ای می تواند به خوشبختی تبديل شود و هر خوشبختی و سعادتی می تواند به فاصله تبديل شود .

هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست كه متوجه شويم كسی كه به آن اعتماد داشته ايم عمری فريبمان داده است.

 عشق

 

 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي
به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت
به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر
به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

 

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی با پرستوپر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن

عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندی بدست عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی همچومن شیدا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی یک سلام و یک درود

عشقی

بی نظر نرو  من تو این کلبه تنها نزار

« نویسنده : محمد رضا نیلی «» نوشته شده در : چهارشنبه نهم آذر 1384 «» ساعت : 2:1 قبل از ظهر »


.: اهای عاشقان :.

 

 

یار-پیش چشمای قشنگت آسمون رنگی نداره

هنوز آسمون رویا تورو یاد من میاره

تو همون طلوع واژهتوی این ترانه هایی

تو همون واژه زیبا توی اوج این صدایی

تو همونی که ترانه با حضورش جون می گیره

تو همونی که ستاره نورشو از اون می گیره

بذا تا با این ترانه برسم به اوج رویا

آسمونی تر از آبی برسم به خواب دریا

برسم تا که بخونی برق اشکو از نگاهم

 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
تــــو دیــگــه بــر نــــمی گـــردی ایـــنومــن خــوب میــــدونــم

بـاز به یــــاد تو هـمــیشــــه شــــبهـــا آواز میخــونـــم......

مــیــدونــم بــرگــشـتـن تــو دیـگـه یـه خـواب و خــیـالــــه

تــــا دوبــاره تــورو داشــتــــن آرزوی کــــه مـحــالــه

آرزو هــــرچـــی کــــه باشـــه امــــا داشــتـنـش قــشــنـگــــه

بــعـــــــده رفــتــن تــو دســتــــــام رو بــــه آســـمــون بـلـنــده

از خـــدا مــیــخـوام کـــــه شــبــهـا تــــورو تـــو خـــوابــم بـبـیـــنــــــم

تــــا بــــهـت بــــگــم کـــته بــی تـــوخــیــلـــی خــستــم نــازنــیـنـــم

تــا بــــهــت بـــگــم کـــته بــــی تـــو،تــوی ایــــن دنـــــیا غـــریـــبــم

کــاشـکی تــنــهــام نمـــــی ذاشـــتـی بــی تـــومــن خـــیلـــی غریــبــــم

حــالادستــــام بــی تـــو سـرده بـــس کـــه بــی تــــو گـــریــه کــردم

گــونــه هــــام خــیســــه از اشـــکــام بـــس کــه بـــی تـــو تــک و تـــنـــــــــــــــــــــــهــام

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

واسه شکستن غرور من

تو بهترین بهانه ای

توی این شب که تمومی نداره

آخرین فرصت عاشقونه ای

خط بکش رو همه ترانه هام

این غروره سنگیو ازم بگیر

بذار از تو به خودم پل بزنم

بذارگم شم توی بهت این مسیر

اگه با اشاره تو میشکنم

اگه روحمو به آتیش می کشم

تو بدون که عاشقم اما هنوز

من همون کوه بلند سر کشم

تو به من دروغ بگو اما بمون

که وجود من یه دنیا خواهشه

تو به من دروغ بگو اما نرو

شاید این دروغا باورت بشه

خنده هات دلیل بودن منه

واسه من همین بهونه کا فیه

نمی خوام راس راسی عاشقم باشی

یه دروغ عاشقونه کافیه

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&


« نویسنده : محمد رضا نیلی «» نوشته شده در : چهارشنبه نهم آذر 1384 «» ساعت : 0:39 قبل از ظهر »


مطالب قبلی محمد رضا